تبليغاتX
شب چله چلچراغ -سال1386
اهدای جایزه ویژه تراکتور به شیما شهرابی و سهیل سلیمانی به خاطر فعالیتهای خستگی ناپذیرشان در چلچراغ توسط نیما اکبرپور.

t1

t2

اهدای جایزه نسل سوم به گلشیفته فراهانی(شرمین نادری-همسر گلشیفته فراهانی-بهزاد فراهانی)

t3

منصور ظابطیان-پگاه آهنگرانی در بخش  اهدای جایزه پرویز برستویی.

t4

پوران شریعت رضوی-فریدون عموزاده خلیلی -بخش اهدای نشان

t5

+ نوشته شده توسط پیمان اکبری خرازی در جمعه 7 دی1386 و ساعت |
قبل از عکسهای جدید  به اطلاع دوستانی که میل زدند بقیه عکسها کجاست.میرسانم بر اساس پیامی هم که اول ورود نمایش داده میشه کلیه پست ها که شامل عکسها و مطالب قبلی میباشد به علت تعدد در بخش پیوندهای روزانه که در گوشه سمت راست وبلاگ است در دسترس شما ست  که با کلیک کردن روی هر موضوع میتوانید عکسها و مطالب را مشاهده کنید.

> به نظرتان فاطمه معتمد آریا درباره چه چیزی به هانیه توسلی میگوید که او اینچنین واکنش نشان میدهد؟!!مثلا درباره یک سوسک؟!!پگاه آهنگرانی را نگاه کنید که چه با دقت یواشکی دارد گوش میدهدپگاه جان درباره شما نیست!!درباره سوسکه!!آقای مرادی کرمانی هم مثل همیشه لبخند میزنند

35

>اینجا محسن نامجو پس از انتظاری نه چندان  طولانی خسته مثل همیشه دارد بروی سن میاید!!آقای نامجو بابا شما جوانی هنوز شما رو چه به کمر درد و پا درد؟!!بزرگمهر نیز مشغول لبخند زدن است یه کمکی بده!

36

>امان از دست این فرزاد حسنی که همیشه باید همه جا سر بدونه!!فرزاد جان به شما هم میدند بابا یه روز صبر کن عزیزم!!یه کم درباره طرح ارتقاع امنیت....نظراتت رو کنترل کنی  به شما هم هندونه و نشان میدن پس تو جایزه آقای  مرادی کرمانی سرک نکش!!خانم رهنما شما هم؟!!حالا فرزاد یه کاری کرد!

37

>برزوی ارجمند عزیز بابا آهنگش ملایم بود خودت را کنترل کن!!از اون بالا کفتر میایه....آهان نه زمستان است....

38

 

 

+ نوشته شده توسط پیمان اکبری خرازی در جمعه 7 دی1386 و ساعت |
انتقاد همسر شريعتي از خاتمي يا وقتي خاتمي معتمدآريا را ضربه مي کند!

شريعت رضوي (همسر دکتر شريعتي) با انتقاد از دولت خاتمي گفت: در مدت سي سال که از انقلاب گذشته هيچ کدام از دولت ها از شريعتي حمايتي نکردند و حتي در برخي از دوران بردن نام شريعتي جرم بود ولي شما بوديد(چلچراغي ها) که نام شريعتي را حفظ کرده و شريعتي با تلاش شما زنده است.(!) ...تقريبا در ميانه اجراي آهنگ سوم بود که خاتمي وارد سالن شد و سر و صداي جمعيت ناگهان به هوا رفت و اجراي حسين زمان را رسما با ادب کامل(!) قطع کرد ...در آخر اجراي برنامه "حسين زمان" در حالي که تکه کاغذي در دست داشت گفت "يعني چه که آقاي زمان کوتاه بيايد؟ آنهايي که بلندگوي مرا قطع مي کنند بايد بدانند هيچ وقت نمي توانند جلوي حرف زدن مردم را بگيرند" و صحنه را با دلخوري شديد ترک کرد...معتمد آريا که سعي داشت هر طور شده چيزي از زبان خاتمي بيرون بکشد در در يک سوال رمانتيک درمورد دليل علاقه و شور جوان را به او سوال کرد که خاتمي با يک جواب "نمي دانم" معتمدآريا را ضربه فني کرد!

باشگاه جواني/ گزارش اول!

اصلا کاري نداريم برنامه چله چلچراغي ها که لغو شده بود؛ بعد از دو روز چطوري رفع لغو(!) شد و برگزار شد؛ نوش جانشان! اما اين روايتي ديگر است از آنچه در دومين شب سرد زمستاني ساختمان همايش هاي ميلاد در محل نمايشگاه بين المللي تهران اتفاق افتاد.

نشان هايي که فقط نشانه است!

در ابتداي مراسم بعد از تلاوت آياتي از قرآن کريم و پخش سرود ملي و البته چند تذکر از سوي برگزارککنده براي رعايت حجاب از طرف خانم هاي شل حجاب(!) داخل مراسم، امير مهدي ژوله مراسم را کليد زد. البته رکورد چهار تپق به ازاي هر پنج کلمه حرفي که از دهان يک نفر مجري تازه کار بيرون مي آيد رکورد خيلي خوبي است(!) قبل از شروع مراسم هم برزو ارجمند با ته صدايي که داشت يک حالي به مراسم داد!

بلافاصله بعد از شروع مراسم، ژوله از دبير سرويس ورزشي چلچراغ که به گفته مجري مراسم تعداد سمت هايش فقط با يک نفر در ايران قابل مقايسه است براي اهداي جايزه به روي سن دعوت کرد! ژوله در ادامه هم از امين طبرسي و پويا اميري از نويسندگان بخش ورزشي مجله براي تکميل تيم اعطاي جايزه ويژه ورزشي سال دعوت کرد، که اين جايزه به تيم واليبال نوجوانان براي کسب مدال طلاي مسابقات جهاني مکزيک تعلق گرفت.

نشان مجبوبيت نسل سوم چلچراغ به عادل فردوسي پور تعلق گرفت که خود فردوسي پور هم اعلام کرد که اصلا انتظار اين را نداشته براي اين نشان انتخاب شود و تمام تلاش خود را براي حفظ اين مقام و کسب همين جايزه در سالهاي بعد خواهد داشت. هانيه توسلي و علي ميرميراني براي دادن نشان به فردوسي پور قبول زحمت کردند!

در حوزه موسيقي نيز نشان چلچراغ به محسن نامجو خواننده در حال حاضر زيرزميني موسيقي پاپ رسيد. اصلا فکر نکنيد همه انتخاب اينقدر جوگيرانه بوده است! محسن نامجو هم با تشکر از همه حضار به خاطر حضور در جشن از آنان خواست کمتر CD ها و کليپ هاي او را که به غير از آلبوم ترنج به صورت غير قانوني منتشر شده است، کپي کنند تا با پخش اين آهنگ ها دردسر بيشتري براي او ايجاد نشود. البته نامجو نگفت چرا عاقل کند کاري که بازآرد پشيماني يا ساده تر اينکه چرا چيزي مي خواني که بخواهي ديگران گوش نکنند؟! چه کلمه قشنگي است اين کلمه "عاقل"!

در بخش سينما هم نشان افتخار نسل سوم به گلشيفته فراهاني اعطا شد،که براي اعطاي نشان از پدرش دعوت شد. بهزاد فراهاني هم با اشاره به اجراي خوب(!) امير مهدي ژوله، از خدا خواست تا او را نصف کند تا دنيا از داشتن امير مهدي ژوله هاي بيشتر بهره مند شود.

البته در مراسم سال پيش مجله چلچراغ نشاني به گلشيفته فراهاني اعطا شد تا به قول امير مهدي ژوله تقدير از خانم فراهاني تبديل به يک سنت پايدار(!) در جشن هايي باشد که چلچراغ در آن حضور دارد. حالا اينکه اگر قرار است هر سال به يک عده جايزه اي بدهند، چرا سال به سال به ملت مي گوييم بياييد مي خواهيم جايزه برترين هاي سال را بدهيم، شما خودتان برايش جواب پيدا کنيد! خب لابد همين ها هستند و ديگر کسي نيست!

در اين بين افراد برگزيده اي بودند که به بهانه هاي مختلف در جشن حضور نداشتند که مي توان به پرويز پرستويي و مهتاب کرامتي اشاره کرد. پرويز پرستويي برنده نشان ملي سينما و مهتاب کرامتي نشان فعاليت هاي اجتماعي را دريافت کردند که نشان پرويز پرستويي به دخترش اهدا شد.

از پرويز پرستويي هم کليپي که گويا روز جمعه قبل از جشن در محل دفتر چلچراغ گرفته شده بود به نمايش در آمد که پرستويي در آن ضمن تشکر از دريافت اين جايزه سفر به جزيره کيش و يک سفر شغلي را علت اصلي عدم حضور در اين جشن بيان کرد. نشان مهتاب کرامتي هم مشخص نشد چه سرش آمد!

در مراسم امسال بازار تقدير از درگذشتگان هم بسيار داغ بود. گل سرسبد آن هم قيصر امين پور بود که با پخش تصاويري از مراسم سال گذشته چلچراغ که امين پور در آن حضور داشت از او به عنوان يکي از بزرگترين شاعران معاصر ايران ياد شد.

در ادامه هم از پوران شريعت رضوي همسر دکتر شريعتي براي دريافت نشان يک عمر افتخار به دکتر علي شريعتي به روي سن آمد. شريعت رضوي که کمي هيجان زده به نظر مي رسيد با انتقاد از دولت هاي اصلاحات و سازندگي گفت: مهمترين دشمني که شريعتي با آن مبارزه مي کرد، تحجر بود. در مدت سي سال که از انقلاب گذشته هيچ کدام از دولت ها( همه دولت ها!) از شريعتي حمايتي نکردند و حتي در برخي از دوران بردن نام شريعتي جرم بود ولي شما(چلچراغي ها) بوديد که نام شريعتي را حفظ کرده و شريعتي با تلاش شما زنده است.(!) گويا خانم شريعت رضوي خيلي بيش از آنکه فکر مي کرديم، هيجان زده شده اند... مقايسه سي سال انقلاب و چند سال يک مجله خيلي جالب است، نه؟!

هوشنگ مرداي کرماني هم از جمله برگزيدگان امسان مراسم چلچراغ بود که جايزه او را بهاره رهنما و فرزاد حسني به وي اعطا کردند. گويا از اين به بعد بشود حدس زد چه کساني از چه نهادهايي جايزه مي گيرند، انگار رسم داوري و کارشناسي در بين برخي گروه ها به بايگاني رفته و "عادت" جاي آن را گرفته است!

مهران مديري هم که قرار بود همراه سيامک انصاري قسمت هايي از مجموعه برره را به صورت زنده اجرا کنند برنده جايزه نشان خلاقيت هنري چلچراغ شد. البته اين برنامه اجراي زنده به خاطر کسالت سيامک انصاري و غيبت او لغو شد و تنها فيلم اين کليپ پخش شد.

نوستالوژي همرزم

در ابتداي مراسم ( کمي قبل از ابتداي ذکر شده!) قسمتي به تقدير از شهدا اختصاص داده شده بود، که از ظريفيان هم رزم محمد بروجردي براي اعطاي يک يادبود به پسر بروجردي به روي سن دعوت شد.

ظريفيان با اشاره به منش و شخصيت محمد بروجردي گفت: رفتار بروجردي ثابت کرد که مي توان انقلابي بود ولي ستيزه جو نبود، مي توان انقلابي بود و اصل بر برائت تمام انسانها گذاشت، مي توان انقلابي بود و حرمت افراد حفظ شود. البته ايشان هم نگفت مي توان "جوگير شد و اسم همرزم هم داشت"!! سوال: آيا ساير انقلابي هاي ما ستيزه جو و حرمت شکن و بدبين هستند؟! شايد جناب همرزم خودشان اينطوري تشريف دارند!!

کم مانده بود اشک حسين زمان درآيد!

حضور محمد رضاخاتمي و ابطحي در مراسم التهاب جمع براي حضور خاتمي را بيشتر کرده بود.

با آمدن تيم طنز پردازي چلچراغ به روي صحنه و خواندن دو بيتي ها و البته يک مثنوي کوتان 165 بيتي در مدح خاتمي(!) دوز سياسي جشن تا حدي بالا رفت ولي حرف طنز پردازها تا حد تعريف و البته کمي انتقاد از خاتمي باقي ماند و انتظار خاتمي همچنان در بين حاضران باقي ماند.

در ادامه مراسم حسين زمان که همه صداي او را با آهنگ "ايران.ايران" مي شناسيم به همراه آهنگساز کارهاي خود وارد سن شد تا به اجراي چند قطعه از کارهاي خود بپردازد. زمان که به نظر حالش از جايي حسابي گرفته بود، گفت: دوست داشتم در حضور خاتمي اجرا مي کردم.

بعد از اجراي آهنگ دوم بود که نطق زمان دوباره باز شد و ضمن انتقاد از فضاي موجود در جامعه و اينکه خودش جزو طبقه دانشگاهي محسوب مي شود به دانشجويان زنداني اشاره کرد و گفت متاسفانه بسياري از رزمندگان و کساني که در جبهه هاي جنگ مدت هاي مديد جنگيده و فداکاري کرده اند فراموش شده و کساني جاي آنها را گرفته اند که هيچ شناختي از آن زمان ندارند. حسين زمان هم البته اشاره نکرد که متون از قبل آماده شده او را چگونه اينقدر ناشيانه تنظيم کرده اند، حداقل چند اسم هم به او مي دادند تا سناريوي همراهي با شبکه هاي خارجي تکميل شود؛ آخر مرديم از بس شنيديم که دانشجويان در زندان اند اما هيچ کسي (!) هيچ کسي اسمي از اين همه(!!) دانشجوي در بند ندارد...

زمان در ادامه اجراي خود که آهنگي با مضمون شعري "سرم روي تنم نباشه اگه بيگانه بشه هم وطن من" را آغاز کرد و از تمام حاضران در سالن خواست تا به احترام ايران ايستاده به اين آهنگ گوش بدهند.

تقريبا در ميانه اجراي آهنگ سوم بود که خاتمي وارد سالن شد و سر و صداي جمعيت ناگهان به هوا رفت و اجراي حسين زمان را رسما با ادب کامل(!) قطع کرد که او بعد از خوابيدن سرو صداها دوباره به ادامه اجراي خودش پرداخت البته در آخر اجراي برنامه، زمان در حالي که تکه کاغذي در دست داشت گفت "يعني چه که آقاي زمان کوتاه بيايد آنهايي که بلندگوي من را قطع مي کنند بايد بدانند هيچ وقت نمي توانند جلوي حرف زدن مردم را بگيرند" و صحنه را با دلخوري شديد ترک کرد.

خاتمي فال مي گيرد، معتمد آريا ضربه مي شود!

در ادامه مراسم فاطمه معتمد آريا از طرف اميرمهدي ژوله به روي سن دعوت شد تا ادامه مراسم را به عهده گيرد. معتمد آريا که به نظر مي آمد از حضور آقاي خاتمي در داخل سالن بسيار ذوق زده شده بود، بلافاصله از خاتمي براي حضور بر روي سن دعوت کرد خاتمي هم رفت و روي يکي از دو صندلي که وسط سن قرار داده شده بود، نشست.

معتمد آريا در ابتدا با بيان خاطراتي از زمان حضور خاتمي در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و اينکه او تمام بازيگران و هنرمندان را به اسم مي شناخت، گفت: براي من بسيار فوق العاده است که امشب در مقابل آقاي خاتمي نشسته ام چرا که من ايشان را قابل مقايسه با هيچ کسي نمي دانم، نه تنها بر اساس يک شناخت ظاهري نيست چرا که من به خاطر ساخت مستندي به نام "مردي براي تمام فصول" به مدت چندين ماه از نزديک با ايشان مراوده داشتم و به حرفي که در رابطه با او مي زنم کاملا مطمئنم.

معتمد آريا از خاتمي خواست که به صورت دسته جمعي براي جمعيت حاضر در سالن يک تفال به حافظ شيرازي بزند که فال خاتمي با چنين ابياتي آغاز شد.

دوش در حلقه ما قصه گيسوي تو بود/ تا دل شب سخن از سلسله موي تو بود...

جالب اينجا بود که خاتمي به اصرار حاضران در سالن يکبار ديگر هم تفالي به ديوان حافظ زد، که باز هم همان ابياتي از طرف خواجه شيرازي به مجلس عرضه شد، تکرار شد.

بعد از پايان حافظ خواني خاتمي، معتمد آريا که سعي داشت هر طور شده چيزي از زبان خاتمي بيرون بکشد در در يک سوال رمانتيک درمورد دليل علاقه و شور جوان را به او سوال کرد که خاتمي با يک جواب "نمي دانم" معتمدآريا را ضربه فني کرد!

خاتمي در ادامه مجموعه چلچراغ را يکي از بهترين مجموعه هاي مطبوعاتي کشور دانست و براي تمام دست اندرکارانش آرزوي موفقيت کرد. وي در پايان براي اينکه کمي پاتک قبلي خود را به معتمد آريا جبران کند، معتمد آريا، را يکي از خلاق ترين و با اخلاق ترين بازيگران سينما دانست که خدمات او در ياد جوانان نسل هاي آينده نيز باقي خواهد ماند!

او همچنين اظهار اميدواري كرد روزهاي روشن‌تري را در عرصه بين المللي براي كشورمان شاهد خواهيم بود. خاتمي در پاسخ به اين پرسش معتمدآريا كه «چه زماني براي نخستين بار ديوان حافظ به دست گرفتيد؟»، گفت: يادم نيست! با حافظ خيلي سر و كار داشته‌ام؛ اما به درستي اولين باري را كه حافظ به دست گرفتم، به ياد ندارم. در مكتب‌خانه‌هاي‌ قديم پس از آموزش قرآن، سعدي و حافظ مي‌خواندند، ولي من مكتب كم رفتم و از دبستان شروع كردم. در خانه ما پدرم كه يك روحاني بود، اهل ذوق و ادب بود. ايشان وقتي معاني‌البيان درس مي‌دادند از اشعار فارسي به عنوان شاهد مثال استفاده مي‌كردند؛ از اين رو من از همان ابتدا با حافظ و سعدي آشنا شدم و حافظ را آيينه تمام‌نماي فاخر جان بلند ايراني مي‌دانم…

پايان ناگهاني و خداحافظ همين حالا!

بعد از گفتگوي نسبتا کوتاه خاتمي و معتمد آريا امير مهدي ژوله بعد از کمي ردو بدل کردن دل و قلوه با خاتمي بلافاصله پايان مراسم اعلام کرد و از آقاي خاتمي خواست تا لحظه اي بر روي سن منتظر بماند تا نويسندگان چلچراغ بتوانند با او عکس يادگاري بگيرند.

با اين حرف ژوله ناگهان جمعيت جلوي سالن به طرف سن حرکت کردند تا از هنرمندان مورد علاقه شان عکس و امضا بگيرند و بازيگران محترم که همه در انتهاي تواضع هستند، سريع جيم شدند تا تمام خبرنگاراني که براي گرفتن مصاحبه در ستاد خبري، دلشان را صابون زده بودند، سنگ روي يخ شوند!!

به هر حال اين هم از عمر شبي بود که...شبي بود که...شبي بود که...يک شب معمولي بود! که سروصداهاي اطرافش خيلي بيشتر از خودش بود!

به گزارش سرويس هنري برنا جشن سالانه مجله «چلچراغ» كه هر ساله با عنوان «شب چله» در شب يلدا برگزار مي‌شد، امسال با چندشب تاخير، ديشب با حضور سيد "محمد خاتمي" و ده ها تن از چهره‌هاي سياسي، فرهنگي و هنري در سالن ميلاد نمايشگاه بين‌المللي تهران برگزار شد.

مجري مراسم «فاطمه معتمد آريا» بازيگر سينما بود. وي در ابتدا خاتمي را به روي سن دعوت کرد تا چند كلامي با او ‌صحبت کند.
خاتمي در جلسه پرسش و پاسخ جشن شب يلداي مجله «چلچراغ» با تاكيد بر لزوم ارتقاي جايگاه ايران در عرصه بين‌المللي، اظهار اميدواري كرد روزهاي روشن‌تري در انتظار باشد.
وي در پاسخ به اين پرسش معتمدآريا كه «چه زماني براي نخستين بار ديوان حافظ به دست گرفتيد؟»، گفت: يادم نيست. با حافظ خيلي سر و كار داشته‌ام اما به درستي اولين باري را كه حافظ به دست گرفتم، به ياد ندارم. در مكتب‌خانه‌هاي قديم پس از آموزش قرآن، سعدي و حافظ مي‌خواندند، ولي من مكتب كم رفتم و از دبستان شروع كردم.
وي افزود: در خانه ما پدرم كه يك روحاني بود، اهل ذوق و ادب بود. ايشان وقتي معاني‌البيان درس مي‌دادند، از اشعار فارسي به عنوان شاهد مثال استفاده مي‌كردند؛ از اين رو من از همان ابتدا با حافظ و سعدي آشنا شدم و حافظ را آينه تمام‌نما و فاخر جان بلند ايراني مي‌دانم.

رئيس مرکز گفت وگوي تمدن ها در ادامه به درخواست فاطمه معتمدآريا، تفالي به ديوان حافظ به نيت جمع حاضر در مراسم زد و فال گرفت.
خاتمي در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر اين كه «آيا مي‌دانيد جوانان چقدر شما را دوست دارند؟»، گفت: متشكرم. به آنها ارادت دارم. محبت را از آن‌ها مي‌بينم و فكر مي‌كنم با وجود فاصله سني، هم‌زباني و هم‌دلي در بين ما وجود دارد. كاري كه من كردم اين است كه جوانان را باور كنم و به گونه‌اي كه هستند به آنها نگاه كنم، نمي‌دانم چقدر موفق بوده‌ام، فقط مي‌دانم جوانان از اين‌كه من چقدر تلاش كرده‌ام، آگاهند.
وي در ادامه درباره نوع سخن‌گفتنش با مردم و تاثيرگذاري آن در ارتباط با جوانان، اظهار کرد: شما هنرمندان به‌ ويژه شما خانم معتمدآريا شخصيت‌هاي اخلاقي هستيد كه متعلق به يك نسل نيستيد؛ متعلق به ايرانيد و نه تنها اين نسل بلكه نسل‌هاي بعدي به شما احترام مي‌گذارند.
معتمدآريا در ادامه پرسش و پاسخ كوتاه خود با خاتمي به مستندي كه از دوران رياست ‌جمهوري وي تهيه كرده اشاره و از آن به عنوان «كالاي ذي‌قيمتي كه در گنجينه منزل خود آن را نگهداري مي‌كند»، ياد كرد.
خاتمي هم در ادامه در بيان رمز ارتباط مستحكم خود با قشرهاي مختلف جامعه ايراني گفت: نمي‌دانم. من قطره‌اي بسيار كوچك و ناچيز از اقيانوس عظمت و بزرگي ملت ايرانم و به اين افتخار مي‌كنم كه ايراني‌ام. ايران بسيار بزرگ است و بايد جايگاهي بالاتر از آنچه امروز دارد، در عرصه بين‌المللي داشته باشد. ان‌شاءالله با همت، انديشه بلند و دل‌هاي آزاد، روزهاي روشن‌تري را براي ايران عزيز ببينيم.


در ادامه اين مراسم كه امسال با يادي از زنده ياد «قيصر امين‌پور» همراه بود، 10 نشان افتخار به برگزيدگاني از حوزه دفاع مقدس، سينما، ورزش، ادبيات، موسيقي و... اهدا شد.
نشان افتخاربه فرزند شهيد محمد بروجردي(مسيح کردستان) سردار پرافتخار دفاع مقدس
نشان افتخار ملي در حوزه ورزش: تيم ملي واليبال نوجوانان ايران
نشان «محبوب نسل سوم»: عادل فردوسي‌پور
نشان «افتخار ملي موسيقي» به محسن نامجو
نشان «افتخار ملي ادبيات ايران» به هوشنگ مرادي كرماني
نشان «افتخار ملي فعاليت‌هاي اجتماعي» به مهتاب كرامتي (بازيگر و نماينده حسن نيت يونيسف در ايران)
نشان «افتخار ملي نسل سوم و محبوب» به گلشيفته فراهاني
نشان «افتخار ملي حوزه سينما» به پرويز پرستويي
و نشان ملي «يك عمر افتخار» به پوران شريعت رضوي (همسر دكتر شريعتي)

+ نوشته شده توسط پیمان اکبری خرازی در پنجشنبه 6 دی1386 و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM