
((سری آخر عکسهای اختصاصی به زودی در بلاگ قرار میگیرد.برای دیدن عکسها و مطالب گذشته به بخش پیوندهای روزانه در گوشه سمت راست بلاگ مراجعه نمائید))
|
((سری آخر عکسهای اختصاصی به زودی در بلاگ قرار میگیرد.برای دیدن عکسها و مطالب گذشته به بخش پیوندهای روزانه در گوشه سمت راست بلاگ مراجعه نمائید)) + نوشته شده توسط پیمان اکبری خرازی در پنجشنبه 13 دی1386 و ساعت
|
((وبلاگ آدمکها))
ديروز، با دو روز تاخير به رسم هر سال،جشن چله هفته نامه چلچراغ برگزار شد.اين مراسم صميمي و پربرنامه كه با استقبال نزديك به سه هزار نفر روبه رو شده بود با نشاط و حواشي جالبي برگذار شد كه تصميم برنوشتن خلاصه يي از اين مراسم گرفتم.بعد از خواندن قرآن و سرود جمهوري اسلامي، امير مهدي ژوله ( نويسنده طنز ) اجراي اين مراسم را بر عهده داشت و پس از اجراي قطعه زمستان توسط برزو ارجمند از او و خانواده هنرمندش تشکر کرد . ژوله گفت: « همان طور که مي دانيد خانواده ارجمند همگي هنرمند هستند . من چند وقت پيش فکر مي کردم ارجمند ها چه کار هنري بوده که انجام نداده باشند؟ به اين نتيجه رسيدم که آنها فقط اخبار نمي گويند. آن هم به اين معنا نيست که نتوانند. فقط اهل دروغ گفتن نيستند! ! » بعد از گفتن اين جمله سالن مملو از تشويق حاظرين شد.در بين حواشي قابل توجه اين مراسم غير سياسي ؛ حرفها و مثال زدنهاي امير ژوله بود.به طوري كه وقتي يكي از مديران اجرايي اين مراسم را براي به روي سن آمدن دعوت ميكرد، عناوين شغلهاي وي را ذكر كرد و با حالتي خاص اعلام كرد بجز ايشان تنها يكنفر در ايران وجود دارد كه چندين شغل دارد كه با خنده و تشويق حاظرين روبه روشد و با خنده اعلام كرد گمان نميكردم به شماها الهام شود كه منظورم چه بوده.البته شخص دعوت شده به روي سن از اين تشبيه استقبال نكرد.
براي خود من سوال شده بود كه چرا اكثريت افرادي كه به روي سن ميروند حتمآ بايد درد دلي از بي وفايي هاي سياست داشته باشند.كه اين درد دلها تنها با هموار سازي مجري اين مراسم ميسر شده بود.قبل از رسيدن مهمان ويژه ي اين مراسم بسيار بياد ماندني دعوت شده بود از حسين زمان خواننده يي كه چند سالي ست فعاليتش محدود شده.گمان كنم حسين زمان پيش از ورود به مراسم ؛ پاي كانالهاي ماهواره يي اونوري ويا خواننده هاي سياسي اونوري نشسته بود كه دلش پر بود و هرچي دلش خواست خواند.(دهانت را ميبويند مبادا گفته باشي دوستت دارم)طي چند سال اخير من نديده و نشنيده بودم در كشورمون به اين شكل در يك محفل بزرگ به اين شكل ترانه هاي كاملآ خاص خوانده بشه كه من ياد داريوش اقبالي بندازه.اين خواننده در بين ترانه هاش هم يادي از دانشجويان در بند كرد و آروزي آزادي و رسيدن به حقوق واقعي براي مردم كرد.و بلاخره بعد از چند ساعت انتظار ، خاتمي به ياد دو سال پيش که در جشن شب چله چلچراغ که شب مردي با عباي شکلاتي نام گرفت در اين مراسم حاضر شد.كه سالن ميلاد كه مملو از حاظرين بود را باورود خود منفجر كرد. فاطمه معتمد آريا از سيدمحمد خاتمي دعوت کرد روي سن بيايد و به مناسبت يلدا براي جوانان نسل سومي فال حافظ بگيرد و وقتي سيدمحمد بالارفت، بسياري از حاظرين با خواندن ترانه ي يار دبستاني من از وي استقبال كردند.
معتمد آريا از آشنايي اش با خاتمي گفت: «من آقاي خاتمي را از زماني که در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي فعاليت مي کردند مي شناسم و همان وقت هم نکته جالب برايم اين بود که ايشان تمام بازيگران را با اسم و فاميل مي شنا ختند و من هميشه به اين نکته که ايشان اسم و فاميل من را مي دانند دلخوش بودم.» خاتمي با ذکر ياعلي کتاب حافظ را برداشت و گفت: «ان شاءالله خودش ياري کند و فالي که با حال اين جمع سازگار است بيايد.» وقتي ديوان را گشود لبخندي زد و گفت: «به به، عجب فالي، دوش در حلقه ما قصه گيسوي تو بود تا دل شب سخن از سلسله روي تو بود». بعد از خواندن شعر حافظ، فاطمه معتمد آريا چند سوال را با محور جوانان و خاتمي مطرح کرد اما سيدمحمد خاتمي هر بار با جملات کوتاهي پاسخ داد.بنظرم رسيد دكتر خاتمي بعد از ورودش به سالن از چيزي ناراحت شده.شايد حرفهاي خاص حسين زمان به دل خاتمي ننشسته بود. او در پاسخ به اين سوال که چه طور رابطه جوانان با شما آن قدر محکم است، گفت: «نمي دانم. فقط من جوانان را دوست دارم.» گرچه مراسم چلچراغ از ساعت 4 شروع شده بود و خاتمي در دقايق آخر حضور پيدا کرد اما حضور او آن چنان مراسم را تحت تاثير قرار داد که معتمدآريا گفت: «من واقعاً به شما حسودي مي کنم. چون اين شور و شوقي که براي حضور شما در مجلس به وجود آمد براي حضور هيچ يک از هنرمندان وجود نداشت.» ميهمانان ديگري هم در اين جشن حضور داشتند.ديروز هم به رسم هر سال نشان هايي از سوي چلچراغ و به انتخاب خوانندگان اين مجله به هنرمندان تعلق گرفت. اولين نشان چلچراغي ها به شهيد بروجردي تعلق گرفت که پسرش به نيابت از طرف او نشان جسارت چلچراغ را دريافت کرد. نشان افتخار ملي از سوي چلچراغي ها به اعضاي تيم واليبال تعلق گرفت که سه تن از آنها با تورها و توپ هاي واليبال شان روي سن حاضر شدند. بهاره رهنما و فرزاد حسني پس از شوخي هاي فراوان نشان خلاقيت ادبي را به هوشنگ مرادي کرماني تقديم کردند. عادل فردوسي پور نشان محبوبيت نسل سوم را از دست هانيه توسلي براي انتقاداتش دريافت کرد.نشان ديگر نصيب محسن نامجو خواننده جوان وپرطرفدار اين روزها شد. پرويز پرستويي نشان خلاقيت هنري در عرصه بين المللي را دريافت کرد گرچه نمايش فيلم به نام پدر در کيش به او اجازه حضور نداده بود و نشان چلچراغي اش را دخترش سميرا پرستويي از دست پگاه آهنگراني دريافت کرد. بهزاد فراهاني هم به نيابت از چلچراغي ها نشان محبوبيت نسل سوم را به دخترش گلشيفته تقديم کرد . پوران شريعت رضوي نشان يک عمر افتخار را از دستان عموزاده خليلي و با حضور همسر امين پور دريافت کرد. البته صندلي هاي سالن ميلاد پر از ميهماناني بود که روي سن نيامدند مثل محمدرضا خاتمي، زهرا اشراقي، محمد علي ابطحي، نيکي کريمي، مهدي کرم پور، سيروس الوند، سروش صحت، شقايق دهقان، محراب قاسم خاني ، باران کوثري ،حبيب رضايي و ...
خاتمي در مراسم شب چله 40چراغ حضور يافت؛ 10 نشان براي 10 چهره برنامه شب چله پس از تعارفات معمول با اهداي نشانها آغاز شد كه به انتخاب خوانندگان اين مجله در يك نظرسنجي برگزيده شدند. نشان اول را به فرزند شهيد محمد بروجردي اهدا كردند. عليرضا ظريفيان يكي از همرزمان شهيد بروجردي در سخنان كوتاهي گفت: شهيد بروجردي به ما آموخت كه ميتوان انقلابي بود ولي حقوق ديگران را رعايت كرد.نشان حوزه ورزش به نمايندگان تيم ملي واليبال ايران اهدا شد و نشان محبوبيت نسل جوان به عادل فردوسيپور.نشان افتخار ملي در حوزه موسيقي به محسن نامجو اهدا شد كه با تشويقهاي پياپي حاضران همراه شد. او اول لازم ديد يادآوري كند كه به خاطر سهلانگاري در نگهداري وسايل شخصياش برخي از آثارش به شكل غيرقانوني منتشر شده و از آن راضي نيست و سپس خواست جايزهاش را به كسي ديگر اهدا كند كه به خاطر پرهيز از كليشههاي رايج اين كار را نكرد و به يادي از او اكتفا كرد و او كسي نبود جز احمد دهقان نويسنده كتاب <من قاتل پسرتان هستم> كه فيلم پاداش سكوت نيز سال گذشته براساس همين داستان ساخته شده است. نامجو هم گفت كه براساس فضاي اين كتاب ملودي در ذهنش شكل گرفته است.هوشنگ مراديكرماني نيز در شبچله نشان گرفت، نشان افتخار ملي در حوزه ادبيات. او در سخنان كوتاهي از انتخاب خوانندگان 40چراغ ابراز شادماني كرد و از فريدون عموزاده خليلي كه جزو كساني بوده كه اولين جايزهها را به او تقديم كرده است، سپاسگزاري كرد.گلشيفته فراهاني كه سال گذشته نيز نشان دريافت كرده بود، امسال نيز نشان افتخار گرفت. او در سخناني كوتاه از عدم اكران سنتوري و نيوهمانگ گلايه كرد و از حاضران خواست به ياد رسول ملاقليپور 10 ثانيه دست بزنند.نشان افتخار ديگر در حوزه سينما به پرويز پرستويي رسيد كه خودش به مراسم نيامده بود، اما پيامي تصويري فرستاده بود و دخترش نشان او را گرفت. سينماييها بيشترين نشان را گرفتند؛ نشان فعاليتهاي اجتماعي به مهتاب كرامتي رسيد كه نتوانسته بود در مراسم حضور يابد و اما نشان ملي يك عمر افتخار نصيب دكتر علي شريعتي شد كه همسرش پوران شريعترضوي آن را دريافت كرد. همزمان با دريافت اين نشان از همسر قيصر امينپور نيز براي گرفتن لوح تقدير دعوت شد. امينپور سال گذشته نشان ادبيات را گرفته و به خانواده شريعتي اهدا كرده بود.پوران شريعترضوي نيز در ين مراسم از قيصر تقدير كرد و اين بيت از سعدي را بلند خواند كه: سعديا مرد نكونام نميرد هرگز/ مرده آن است كه نامش به نكويي نبرند. نوبتي به عاشقان نميدهد در ميان اهداي نشانها از حسين زمان و چراغعلي براي اجراي موسيقي دعوت شد. چراغعلي پشت پيانو نشست و حسين زمان ميكروفن به دست آماده خواندن شد. او به ياد قيصر امينپور شعر <كوير> او را دكلمه كرد و سپس به اجراي نوبت عاشقان قيصر پرداخت:اين ترانه بوي نان نميدهد/ بوي حرفهاي ديگران نميدهد. او در ميانه صحبتهايش يادي هم از باقي و دانشجويان كرد و ترانهاي ديگر خواند. گفتوگوي فاطمه معتمدآريا و خاتمي خاتمي در دقايق آخر جشن وارد سالن شد و با استقبال روبهرو گرديد، به نحوي كه فاطمه معتمدآريا كه براي گفتوگو با خاتمي روي صحنه آمده بود، گفت كه هيچ هنرمندي اينقدر مورد تشويق قرار نميگيرد.وقتي معتمدآريا در يكي از سوالهايش اشارهاي به سياست داشت، خاتمي گفت حيف نيست كه شب به اين خوبي را با سياست خراب كنيم؟ معتمدآريا از خاتمي خواست تا به رسم معمول شبهاي چله تفألي به حافظ بزند و خاتمي تفأل زد: دوش در حلقه ما قصه گيسوي تو بود / تا دل شب سخن از سلسله موي تو بود + نوشته شده توسط پیمان اکبری خرازی در سه شنبه 11 دی1386 و ساعت
|
|
|