تبليغاتX
شب چله چلچراغ -سال1386 - طنزنامه(1)شب چله چلچراغ!!!

به نظر شما استاد بهزاد فراهانی به چی دارن فکر میکنن؟

شاید به اینکه آیا خودشون برنده شدن؟؟چک پاس نشده؟؟یا به آقای خاتمی؟؟؟

19

نه ایشون با دقت به شرمین نادری دارن گوش میدن که یک مرتبه از خودشون دعوت میشه تا یکی از نشان های نسل سومی رو اهدا کنند!!به کی حالا؟؟؟بله حدستون درست بود به گلشیفته عزیز دخترشون!!اینقدر آقای فراهانی ذوق زده شدند که از روی ردیف جلویی پریدند و رفتند روی سن!!  لبخند و برخورد خوبشون با عکاسهارو یادم نمیره.کاش میشد بوسه ای بر دستشان بزنم.

20

حالا بعد جایزه پگاه آهنگرانی به آقای فراهانی میگه مثل باران کوثری که سال پیش این جایزه رو گرفت و سیمرغ فجر هم بعدش گرفت. امسال هم پس گلشیفته میگیره سیمرغ رو!!بهزاد فراهانی هم میگه ایشالا !!شما هم سال دیگه هم اینجا نشان بگیری هم بعدش سیمرغ!نوبتیه دیگه!!

21

۲)آقای خاتمی با تشویق و سوت و کف حضار وارد سالن شد کلی دست دادن با همه و سلام علیک و بعد در جایگاه ویژه خود نشستند.

22

خنده همیشگی را بر لب نداشت گویی خسته بود اما چه حس خوبی بود درست پشت سر      آقای خاتمی بودم کلی ذوق کردم.صدا زدم سید کمی هم ما را تحویل بگیر

23

آنقدر سرو صدا زیاد بود که نشنیدند.اما نمیدانم چه شد عموزاده خلیلی بالای سن شنید و برایم دست تکان داد!!من گفتم خاتمی یا خلیلی؟

24

بازهم صدا زدم سید بابا یکم تحویل جان من!!کلی عکس گرفتم سید!!نگاهی به من کردند!!

25

گفتم آقای خاتمی خیلی از دیدارتان خوشحالم!منتظر یکی از اون لبخند های همیشگیتان هستم!!یک لبخند زیبا زدند اما عکاسان دیگر با یک پاتک لبخند مرا تصاحب کردندو نتیجه این شد!!اما بازهم ممنونم سید محمد خاتمی بابت لبخندهایت که دریچه امیدست!

14

 

+ نوشته شده توسط پیمان اکبری خرازی در سه شنبه 4 دی1386 و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM